تربيت کودک در هر سنی شرایط مخصوص به خود را دارد. تا زمان خردسالی و قبل از رفتن به دبستان معمولا تربيت او برای پدر و مادر ساده تر است چون هنوز کودک وارد اجتماع نشده است و با همسالانش ارتباط چندانی ندارد

اما زمانی که کودک بزرگ تر شده و به مدرسه می رود مسائلش هم تغيير می کند.این دوره اغلب هنوز کودک کاملا تحت تاثير والدینش است. این نکته در کنار فواید و نکات مثبتی که دارد می تواند گاه باعث مشکل هم بشود. اشتباهات والدین در این سن می تواند روی تربيت کودک کاملا تاثيرگذار باشد.

✅شماره یک:انکارکردن اضافه وزن کودکان

به غيراز پدر و مادر هایی که چاق بودن فرزندشان را دوست دارند و تپل بودنش برای شان دوست داشتنی است خيلی از
والدین وقتی با چاق بودن فرزندشان مواجه می شوند سعی می کنند آن را انکار کرده و طبيعی قلمدادش کنند. بعضی
ها هم فکر می کنند فرزندشان بزرگ تر که بشود از شر این چاقی رها خواهد شد. بعضی هم با گفتن جملاتی شبيه این
که فرزندم استخوان بندی اش درشت است یا مدل بدنش این طور است، سعی می کنند این چاقی را توجيه کنند؛
رفتاری که به گفته کار شناسان کاملا اشتباه است. بسياری از تغييرات فيزیکی در بدن در همان سن دبستان اتفاق می
افتد و می تواند تحت تاثير این چاقی قرار بگيرد. بهتر است از همين سن به فرزندتان ورزش کردن و تغذیه سالم را آموزش
دهيد. به خاطر بالا رفتن ميزان چاقی دوران کودکی امروزه بسياری از بيماری ها مانند فشارخون، دیابت نوع ۲ و بالا بودن
چربی خون شيوع بيشتری پيدا کرده و حتی در کودکان هم دیده می شوند. اگرچه آگاهی بيشتری در مورد چاقی
کودکان وجود دارد اما همچنان والدین متوجه این مشکلات و عوارض چاقی کودکان نيستند و سعی در انکار آن دارند. اگر
فرزندتان اضافه وزن دارد سعی کنيد مراقب سایزش باشيد اما به هيچ وجه او را مواخذه نکنيد، مهم ترین نکته برای کودک
سلامتش است و سلامت روانی هم باید مورد توجه والدین باشد. ممکن است برخورد اشتباه والدین با چاقی باعث ایجاد
اختلالات تغذیه ای در کودک و بيماری هایی مانند بولميا یا آنورکسی شود. توجه داشته باشيد به هيچ وجه کودک را تنها
مخاطب قرار ندهيد و سعی کنيد هر برنامه ای که برای مقابله با چاقی دارید برای همه خانواده درنظر بگيرید تا کودک
احساس تنهایی نکند و سبک زندگی خانواده هم یکدست و سالم باشد.

✅شماره دو: مراقب گفتار خود نيستند

خيلی از والدین نه حواس شان به چيزهایی که می گویند هست و نه نحوه گفتن آن را به خاطر دارند، درحالی که کودک
همه این حرف ها را می شنود و به خاطر می سپارد. خيلی از اوقات والدین فکر می کنند درحال کمک کردن به کودک و
آموزش او هستند اما در واقع بيشتر دارند به او انتقاد می کنند یا به رفتار هایش نق می زنند. کاملا مراقب باشيد که چه
چيزی را باید و چطور به کودک بگویيد. در مواقع لزوم در کنار امر و نهی ها و گوشزد کردن انتقادات، حتما در زمان انجام
کارهای مثبت کودک، او را تشویق کنيد و علت این تشویق را به او بگویيد تا کودک متوجه شود شما به چه علت از او
راضی هستيد. فقط زمانی کودک را تشویق کنيد که واقعا به کاری که او انجام داده است اعتقادی ندارید. کودک تصنعی
بودن آن را می فهمد و ارزش تشویق برایش از بين می رود. حواس تان باشد که کودک را بيش از حد هم تشویق نکنيد.
ممکن است کودک فکر کند این تشویق ها خالصانه و واقعی نيست.

✅شماره سه : خودشان به حرف شان عمل نمی کنند

بهترین روش برای این که فرزندتان دیگر به حرف های تان گوش نکند این است که خودتان به چيزهایی که می گویيد عمل
نکنيد.
ممکن است چند سال دیگر و با بزرگ شدن فرزندتان او شروع به انتقاد از شما کند و کار های تان را قبول نداشته باشد
اما در این سن شما الگوی فرزندتان هستيد. فرقی نمی کند که حرف های تان در مورد سيگار کشيدن باشد یا ورزش
کردن یا حتی آرام بودن و استرس نداشتن، تا وقتی خودتان برخلاف توصيه تان رفتار می کنيد نصيحت کردن هيچ فایده ای
ندارد و حتی می تواند تاثير معکوس نيز داشته باشد و باعث شود تا فرزندتان دیگر بقيه حرف های تان را هم جدی نگيرد.

✅شماره چهار : بيش ازحد برایش برنامه ریزی می کنند

والدین گاهی فراموش می کنند فرزندشان چقدر توان و انرژی دارد. ممکن است او را با خودشان مقایسه کنند یا حتی
بخواهند کارهایی که خودشان دوست دارند یا آرزو داشتند در کودکی آن را انجام می دادند را فرزندشان انجام دهد. به
همين دليل پيش می آید بچه هایی را ببينيم که مدام از این کلاس درس به آن کلاس موسيقی و از این باشگاه ورزشی
به کلاس ورزشی دیگری در رفت وآمدند، علاوه بر این ها والدین کودک را مجبور می کنند بعد از همه این کلاس ها، درس
های مدرسه را هم با دقت بيشتری بخواند. انجام این کار ها ممکن است باعث زده شدن کودک شود و بی علاقگی او را
به این فعاليت ها به دنبال داشته باشد. در سال های تحصيلی ابتدایی کودک هنوز علاقه مندی هایش را نشناخته است
و استعدادیابی کودک کار خوبی است اما به هيچ وجه نباید این کار را با برنامه ریزی بيش از حد و درگير کردن کودک بيش
ازاندازه توانش انجام داد. به خاطر داشته باشيد بچه های مختلف استعداد های متفاوت دارند و قرار نيست کودک در همه
رشته ها تبحر داشته باشد یا در همه کلاس هایی که کودکان دیگر شرکت می کنند، شرکت کند. تعادل را در مشغول
نگه داشتن کودک همواره درنظر بگيرید و اجازه بدهيد تا کودک خودش هم در این تصميم گيری ها شرکت و در برنامه ریزی
به شما کمک کند.


✅شماره پنج : برای حرف زدن درمورد بلوغ رودربایستی دارند

خوش تان بياید یا نه، فرزندتان در حال بزرگ شدن است و به زودی به دوران بلوغ خواهد رسيد. دوران بلوغ آغاز تغييرات
روحی و بدنی زیادی برای فرزندتان است که این تغييرات و آگاهی نداشتن فرزندتان در مورد آن ها می تواند باعث
اضطراب، خجالت یا مشکلات دیگری شود. بهتر است به موقع در مورد این تغييرات با او حرف بزنيد و راهنمایی اش کنيد.
۱۰ تا ۱۱ سالگی بهترین سن برای حرف زدن درباره بلوغ است. بهتر است این حرف زدن را به تاخير نيندازید و به تدریج و با
بزرگ شدن فرزندتان با او در مورد بزرگ شدن و اتفاقات آن حرف بزنيد.

✅شماره شش: چک آپ تنها مخصوص بزرگسالان است

بسياری از والدین تا زمانی که فرزندشان علائم بيماری را نشان ندهد او را برای بررسی پيش پزشک نخواهند برد. بعد از
دوران خردسالی و نوپایی که واکسيناسيون ها باعث معاینات منظم کودک می شود در سنين دبستان اغلب والدین فکر
می کنند، فرزندشان به معاینه توسط پزشک احتياجی ندارد. درحالی که در این سنين ممکن است بيماری هایی به وجود
بياید که با مراجعه سالانه و منظم به پزشک می توان به موقع آن ها را تشخيص داد و از پيشرفت شان پيشگيری کرد.
رشد فرزندتان تا دوران بلوغ باید توسط متخصص اطفال سالانه بررسی شود. تغذیه مناسب، توصيه های سلامت و
بررسی بيماری های مادرزادی که در سنين بالاترخود را نشان می دهند همه از نکاتی هستند که در این معاینات سالانه
به آن ها پرداخته می شود. نکته ای که اغلب توسط والدین مورد غفلت قرار می گيرد.